باورهای ناصحیح اختلال خوردن
چه کسانی ممکن است دچار اختلال خوردن شوند؟
✍️به قلم شادی صباغ | متخصص ارشد روانشناسی با تمرکز بر اختلالات خوردن
وقتی اسم اختلال خوردن را میشنویم، معمولاً یک تصویر مشخص در ذهنمان شکل میگیرد. یک دختر نوجوان که خیلی لاغر شده، از غذا میترسد و مدام خودش را وزن میکند .اما واقعیت این است که اختلالات خوردن خیلی پیچیدهتر از این تصویر هستند. شاید کسی که کنار شما نشسته، همکار شما، دوست شما یا حتی خود شما، درگیر رابطهای سخت و دردناک با غذا و بدنش باشد؛ بدون اینکه کسی متوجه شود. چون اختلال خوردن همیشه از بیرون دیده نمیشود. گاهی ما فقط ظاهر یک نفر را میبینیم و با خودمان فکر میکنیم: “او که مشکلی ندارد، ظاهرش که طبیعی است.”
اما پشت این ظاهر، ممکن است افکار زیادی پنهان شده باشد؛ ترس از غذا خوردن، احساس گناه بعد از خوردن، وسواس درباره وزن یا درگیری مداوم با تصویر بدن.
اختلال خوردن فقط برای زنان نیست
یکی از باورهای اشتباه این است که اختلالات خوردن فقط مخصوص زنان هستند .درست است که بسیاری از پژوهشها شیوع بالاتر این اختلالات را در زنان نشان دادهاند، اما مردان هم ممکن است دچار اختلال خوردن شوند .گاهی فشار برای داشتن بدن ایدهآل، عضلانی بودن، کنترل وزن یا رسیدن به یک استاندارد خاص باعث میشود رابطه فرد با غذا و بدنش از حالت سالم خارج شود. ممکن است مردی از بیرون بسیار ورزشکار و منظم به نظر برسد، اما در ذهنش دائماً درگیر این باشد که چه بخورد، چه نخورد و چطور بدنش را تغییر دهد.
اختلال خوردن فقط مخصوص نوجوانان نیست
خیلیها فکر میکنند این مشکلات فقط در سن نوجوانی اتفاق میافتند. اما کودکان، بزرگسالان و حتی سالمندان هم ممکن است با اختلالات خوردن درگیر شوند .گاهی اولین نشانهها در سنین پایین شروع میشوند؛ زمانی که کودک یا نوجوان بیش از حد درباره وزن، ظاهر یا غذا نگران میشود. گاهی هم سالها بعد، در دورههایی از زندگی که فرد با تغییرات، فشارها یا تجربههای دشوار روبهرو میشود، این مشکلات ظاهر میشوند.
وزن بدن، همه چیز را نشان نمیدهد
یکی از مهمترین باورهایی که باید اصلاح شود این است:
“اگر کسی وزن پایینی ندارد، پس اختلال خوردن ندارد.”
این باور میتواند باعث شود رنج بسیاری از افراد دیده نشود. اختلال خوردن با عدد روی ترازو تشخیص داده نمیشود. فردی با وزن بالا هم ممکن است سالها با محدودیت غذایی شدید، ترس از غذا، پرخوریهای کنترلنشده یا احساس شرم نسبت به بدن خود زندگی کند. همانطور که یک فرد با وزن پایین هم ممکن است فقط به دلیل ظاهرش دیده شود، در حالی که نیازهای روانی او نادیده گرفته شود.
افراد موفق هم ممکن است دچار اختلال خوردن شوند
گاهی تصور میکنیم کسی که موفق است، تحصیلات دارد، شغل خوبی دارد یا فردی بااراده است، نمیتواند دچار چنین مشکلاتی شود .اما اختلال خوردن به میزان موفقیت یا هوش افراد ارتباطی ندارد.
حتی گاهی افرادی که بسیار مسئولیتپذیر، پرتلاش و کمالگرا هستند، ممکن است بیشتر درگیر کنترل شدید خود، بدن و غذا شوند.از بیرون ممکن است همه چیز عالی به نظر برسد، اما در درون فرد ممکن است جنگی دائمی با خودش داشته باشد.
ورزشکاران هم در معرض خطر هستند
ورزش و توجه به سلامت بدن، چیز ارزشمندی است. اما زمانی که ورزش از یک انتخاب سالم تبدیل به اجبار شود، یا ارزشمندی فرد فقط به شکل بدن و عملکرد او وابسته شود، ممکن است مشکل شروع شود . چیزی که دیگران به عنوان «اراده قوی» میبینند، بعضی مواقع برای خود فرد تبدیل به فشار و خستگی دائمی شده است.
چرا شناخت این موضوع مهم است؟
چون تا زمانی که باورهای اشتباه وجود داشته باشند، بسیاری از افراد کمک دریافت نمیکنند. ممکن است کسی با خودش بگوید:
“من که آنقدر لاغر نیستم، پس مشکلی ندارم”
“من که مرد هستم، این موضوع برای من نیست.”
“من که زندگی موفقی دارم، پس نمیتواند چنین مسئلهای داشته باشم”
اما اختلال خوردن به ظاهر افراد نگاه نمیکند.این اختلال میتواند هر کسی را درگیر کند.
اختلال خوردن شبیه زخمی است که زیر لباس پنهان شده.
ممکن است کسی را ببینیم که لبخند میزند، کار میکند، درس میخواند و زندگی روزمرهاش را ادامه میدهد؛ اما در درونش با افکار و احساساتی سخت درباره غذا و بدنش مبارزه کند. ما همیشه نمیتوانیم دردهای پنهان آدمها را ببینیم.
تمرین کوتاه | باورهای من درباره اختلال خوردن
قبل از خواندن این بخش، چه تصوری از یک فرد مبتلا به اختلال خوردن داشتم؟
کدامیک از جملههای زیر برای من آشنا بود؟

تغییر بزرگی است اگر حاضر شویم دوباره به چیزهایی که همیشه بدیهی میدانستیم نگاه کنیم.
آنچه لازم است از این بخش به خاطر بسپارید
اختلالات خوردن چهره مشخصی ندارند.
ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتند؛ بدون توجه به سن، جنسیت، وزن، شغل یا میزان موفقیت.
دیدن انسان پشت رفتارهای غذایی، اولین قدم برای فهمیدن و کمک کردن است.
جمع بندی
اختلال خوردن از روی ظاهر افراد قابل تشخیص نیست.
ممکن است فردی وزن پایین داشته باشد و نیاز به کمک داشته باشد، اما ممکن است فردی با وزن معمولی یا بالا هم درگیر افکار و رفتارهای جدی مرتبط با غذا و بدن باشد.
همچنین موفق بودن، تحصیلکرده بودن یا داشتن اراده زیاد، فرد را از ابتلا به اختلال خوردن مصون نمیکند.
پشت هر رفتار غذایی، یک داستان وجود دارد؛ داستانی که همیشه از بیرون دیده نمیشود.