مقالات

مقایسه خود با دیگران

مقایسه خود با دیگران؛ چرا از بدنم راضی نیستم و چگونه از این چرخه خارج شوم؟

راهنمای رهایی از مقایسه بدنی و صلح با بدن

✍️به قلم شادی صباغ | متخصص ارشد روانشناسی با تمرکز بر  اختلالات خوردن

تصور کنید در حال ورق زدن اینستاگرام هستید. ناگهان تصویری می‌بینید از فردی با اندامی که از نظر جامعه «ایده‌آل» محسوب می‌شود؛ در حالی که یک سالاد کوچک جلوی اوست. یا شاید در یک مهمانی، دخترخاله‌تان را می‌بینید که هرچه دلش می‌خواهد می‌خورد، اما ظاهراً هیچ تغییری در وزنش ایجاد نمی‌شود.

در همان لحظه، ذهن شروع می‌کند به مقایسه:

“چرا من نمی‌توانم مثل او باشم؟”

“چرا او این‌قدر راحت غذا می‌خورد اما من باید همیشه مراقب باشم؟”

چه نوجوانی باشید که هر روز با تصاویر ویرایش‌شده شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو می‌شود، چه زنی که در میانسالی تغییرات طبیعی بدنش را تجربه می‌کند، احتمالاً این مقایسه‌ها را بارها تجربه کرده‌اید.

اما خبر خوب این است که مقایسه بدنی، یک عادت ذهنی است؛ نه یک حقیقت. و هر عادتی را می‌توان به‌تدریج تغییر داد.

تله مقایسه بدنی چیست؟

مقایسه بدنی زمانی اتفاق می‌افتد که ارزش، جذابیت یا حتی شایستگی خودمان را بر اساس ظاهر، وزن، سایز، میزان غذا خوردن یا فعالیت بدنی دیگران قضاوت کنیم.

ذهن ما معمولاً یک بازی ناعادلانه راه می‌اندازد:

بدترین بخش‌های زندگی خودمان را با بهترین و ویرایش‌شده‌ترین بخش‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم.

انگار پشت صحنه زندگی خودمان را با ویترین زندگی دیگران کنار هم گذاشته‌ایم.

نتیجه این مقایسه معمولاً احساس شرم، ناکافی بودن، اضطراب و نارضایتی از بدنی است که هر روز، بی‌وقفه برای ما کار می‌کند.

چرا ذهن ما این‌قدر مقایسه می‌کند؟

گاهی مراجعان از من می‌پرسند:

“چرا نمی‌توانم جلوی این مقایسه‌ها را بگیرم؟”

پاسخ این سؤال، تا حدی در تکامل انسان نهفته است.

مغز ما هزاران سال یاد گرفته بود برای بقا، جایگاه خودش را در گروه بررسی کند. در گذشته، کنار گذاشته شدن از قبیله می‌توانست به معنای از دست دادن امنیت و حتی جان فرد باشد.

امروز اگرچه شرایط زندگی کاملاً تغییر کرده، اما مغز ما هنوز همان سازوکار قدیمی را حفظ کرده است؛ با این تفاوت که حالا دیگر فقط خودمان را با چند نفر از اطرافیان مقایسه نمی‌کنیم، بلکه هر روز با صدها یا حتی هزاران تصویر انتخاب‌شده، ویرایش‌شده و فیلترشده روبه‌رو هستیم.

تحقیقات نشان می‌دهد بخش بزرگی از زنان و دختران نوجوان به‌طور روزانه بدن خود را با دیگران مقایسه می‌کنند و بسیاری از افراد بعد از دیدن تصاویر ایده‌آل‌گرایانه رسانه‌ها، احساس بدتری نسبت به بدنشان پیدا می‌کنند.

بنابراین اگر شما هم در تله مقایسه با دیگران گیر کرده اید، مغزتان در محیطی زندگی می‌کند که مدام او را به سمت مقایسه هل می‌دهد.

چرخه مقایسه بدنی

چگونه از این چرخه خارج شویم؟

۱. فقط متوجهش شوید.

در قدم اول نمیخواهم آن را متوقف کنید فقط از آن آگاه شوید.هر وقت خودتان را در حال مقایسه دیدید، فقط به خودتان بگویید:“ذهنم دوباره دارد مقایسه می‌کند.”

 لطفا فقط مشاهده کنید نه بجنگید و نه خودتان را سرزنش کنید. تکرار مستمر این تمرین باعث کمتر شدن قدرت فکر خواهد شد.

۲. لازم نیست با هر فکری وارد گفتگو شوید.

من گاهی به مراجعانم می‌گویم  ذهن، شبیه خانه‌ای است که گاهی مهمان‌های ناخوانده وارد آن می‌شوند.فکرهای مقایسه‌ای هم از همان مهمان‌ها هستند.شاید نتوانید مانع آمدنشان شوید، اما لازم نیست برایشان چای بریزید، با آن‌ها بحث کنید یا اجازه دهید تمام خانه را در اختیار بگیرند.

گاهی کافی است بگویید:”می‌بینمت… اما قرار نیست امروز از تو پیروی کنم.”

۳. از ظاهر بدن به کارکرد بدن برگردید.

وقتی ذهن فقط روی ظاهر متمرکز می‌شود، از خودتان بپرسید:امروز بدنم چه کارهایی برای من انجام داد؟شاید همین پاها مرا به محل کار رساندند.همین دست‌ها غذای فرزندم را آماده کردند.همین ریه‌ها، بدون اینکه از آن‌ها بخواهم، هزاران بار برایم نفس کشیدند.گاهی یادآوری کارکردهای بدن، رابطه ما را با بدنمان انسانی‌تر و مهربان‌تر می‌کند.

تمرین یک‌هفته‌ای

هر بار که خودتان را در حال مقایسه دیدید، بدون قضاوت این جدول را کامل کنید.

موقعیتفکر مقایسه‌ایاحساسپاسخ مهربانانه
دیدن همکارم که غذای کمی خورداو بااراده‌تر از من استشرم و اضطرابغذایم را بر اساس نیاز بدنم می‌خورم، نه بر اساس بشقاب دیگران.

هدف ما از انجام این تمرین، حذف افکار نیست، بلکه میخواهیم الگوهای فکری مان را بشناسیم.

حرف آخر

اگر سال‌هاست خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، احتمالاً این عادت یک‌شبه ایجاد نشده است؛ بنابراین انتظار نداشته باشید یک‌شبه هم از بین برود.اما هر بار که به جای سرزنش، با کنجکاوی به ذهن خود نگاه می‌کنید، هر بار که به جای جنگیدن با بدنتان، کمی مهربان‌تر با آن رفتار می‌کنید، در حال ساختن رابطه‌ای سالم‌تر با خودتان هستید.گاهی بزرگ‌ترین تغییر، از همین لحظه‌های کوچک شروع می‌شود.اگر احساس می‌کنید مقایسه بدنی، رژیم‌های مکرر یا درگیری ذهنی با غذا بخش بزرگی از زندگی شما را گرفته است، بدانید لازم نیست این مسیر را به‌تنهایی طی کنید.

من در جلسات درمان، با استفاده از رویکردهای مبتنی بر شواهد، به مراجعان کمک می‌کنم رابطه‌ای آرام‌تر و ایمن‌تر با غذا، بدن و خودشان بسازند.

بدن شما پروژه‌ای برای اصلاح نیست؛ خانه‌ای است که قرار است تمام عمر در آن زندگی کنید. امیدوارم هر روز، این خانه برایتان امن‌تر و مهربان‌تر شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *